Flash Required

Flash is required to view this media. Download Here.

مدرسه راهنمایی غیر دولتی لقمان حکیم
اداره آموزش و پرورش ناحیه 3 اصفهان
http://letter3.isfedu.org/Pic-Circular3/File/1390/10/22/36563.rar
+ نوشته شده در  پنجشنبه 22 دی1390ساعت 12:25  توسط صفریان ، داوری  | 

 
image001.gif


+ نوشته شده در  سه شنبه 18 مرداد1390ساعت 8:34  توسط صفریان ، داوری  | 

اولیای  محترم دانش آموزان  پایه سوم میتوانند برای دریافت کارنامه روزیکشنبه 29/3/90 و پایه اول و دوم روز دوشنبه 30/3/90 به آموزشگاه مراجعه نمایند.-خواهشمند است نسبت به تسویه حساب پایانی در روز مراجعه اقدام  نمایند.
+ نوشته شده در  شنبه 28 خرداد1390ساعت 12:36  توسط صفریان ، داوری  | 

موش ازشكاف دیوار سرك كشید تا ببیند این همه سروصدا برای چیست . مرد مزرعه دار تازه از شهر

رسیده بود و بسته ای با خود آورده بود و زنش با خوشحالی مشغول باز كردن بسته بود .

موش لب هایش را لیسید و با خود گفت :« كاش یك غذای حسابی باشد .»


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 7 خرداد1390ساعت 11:41  توسط صفریان ، داوری  | 

داستان طنز زیبا که نشان از کمال هوشمندی و ابتکار و خلاقیت و نبوغ هموطنان ایرانی بخصوص در مورد استفاده از وسایل حمل و نقل عمومی دارد:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 4 خرداد1390ساعت 12:49  توسط صفریان ، داوری  | 

چون در فصل امتحانات هستیم در اینجا راه هایی برای موفقیت در امتحان آورده می شود
 
امیدوارم  مورد قبول واقع شود :

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 4 خرداد1390ساعت 12:19  توسط صفریان ، داوری  | 

 

برنامه امتحانات پایانی خرداد ماه 1390

مدرسه راهنمایی غیر دولتی لقمان حکیم

 

روز

تاریخ

پایه اول

پایه دوم

پایه سوم

یکشنبه

1 /3/90

قرآن

قرآن

قرآن

سه شنبه

3 /3/90

ریاضی و رسم

ریاضی و رسم

ریاضی و رسم

پنج شنبه

5 /3/90

علوم تجربی

علوم تجربی

دینی

شنبه

7 /3/90

تاریخ

تاریخ

تاریخ

دوشنبه

9 /3/90

دینی

دینی

زبان انگلیسی

سه شنبه

10 /3/90

املای فارسی

املای فارسی

املای فارسی

پنج شنبه

12 /3/90

عربی

عربی

عربی

دوشنبه

16 /3/90

حرفه و فن

حرفه و فن

 علوم تجربی

چهارشنبه

18 /3/90

زبان

زبان

جغرافی

پنج شنبه

19 /3/90

انشا و نگارش

انشا و نگارش

حرفه و فن

شنبه

21 /3/90

جغرافی

جغرافی

اجتماعی

دوشنبه

23 /3/90

اجتماعی

اجتماعی

آمادگی دفاعی

سه شنبه

24 /3/90

*

*

انشا و نگارش

 

 

توجه : ساعت شروع کلیه امتحانات پایانی پایه سوم رأس ساعت 7:45 صبح

و پایه اول و دوم رأس ساعت 9:45  صبح می باشد .

 

 توصیه هایی برای دانش آموزان

  • همواره به خدا توکل کرده و با مطالعه و آرامش کامل در جلسه حضور یابید .
  • همراه داشتن کارت حضور در جلسه الزامی است . 
  •   رأس ساعت مقرر در مدرسه حضور یابید .
  • از آوردن وسایل غیر ضروری خود داری نمایید .
  • وسایل مرتبط با هر آزمون را همراه داشته باشید .
  • فقط با خودکار آبی به سوالات پاسخ دهید .
  • از آوردن زیر دستی خود داری فرمایید .
  • سعی کنید همواره در کلاسهای رفع اشکال که از طرف آموزشگاه برگزار می شود حضور یابید
  • پوشیدن لباس فرم در طول برگزاری امتحانات خرداد ماه الزامی است .
  • بلافاصله پس از آزمون مدرسه را به سمت خانه ترک نمایید و آماده برای آزمون بعدی باشید
  • طبق برنامه ریزی درسی اقدام به مطالعه نمایید بگونه ای که برای هر آزمون زمان و توان مناسب داشته باشید .
  • به یاد داشته باشید گذر زمان از اهمیت آزمون ها نکاهد . متأسفانه دانش آموزانی که فاقد       برنامه ریزی باشند از اهمیت آزمون های پایانی غافل شده و سعی و کوشش لازم برای مطالعه    نمی نمایند
  • در طول امتحانات از فعالیت های غیر ضروری از قبیل مهمانی ها و شب نشینی ها و تماشای تلویزیون و ..... صرف نظر نمایید .
  • عقل سالم در بدن سالم است ، تغذیه مناسب بی تأثیر در یادگیری نیست به این مهم توجه خاص نمایید.

 

توصیه هایی برای اولیا

  •  در طول امتحانات از برگزاری مهمانی ها جدأ خود داری  نمایید .
  • در خانه حضور داشته و امکانات مناسب جهت مطالعه فرزندتان را فراهم نمایید .
  • خانه را به محیطی مانند سالن مطالعه تبدیل کنید بد نیست در این مدت شما نیز به مطالعه بپردازید .
  • سعی در زدودن استرس از دانش آموز خود نمایید ولی از نظارت بر انجام صحیح مطالعه وی غافل نشوید
  • پرسش از عملکرد وی پس از هر آزمون بجز ایجاد استرس و تشویش نتیجه دیگری نخواهد داشت .

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 2 خرداد1390ساعت 11:5  توسط صفریان ، داوری  | 

ثبت نام پایه ی اول جهت سال تحصیلی ۹۱-۹۰

 

دانش آموزان عزیز می توانند جهت ثبت نام به آموزشگاه مراجعه نمایند.

 

مدارک مورد نیاز   : 

۱-کارنامه تایید شده  نوبت اول

 

۲-یک قطعه عکس

 

توجه : از دانش آموزان معدل بالای ۱۹ پس از مصاحبه و بشرط قبولی در

 

آزمون ورودی پذیرش بعمل خواهد آمد.

 

جهت کسب اطلاعات بیشتر با شماره های  ۶۲۷۴۹۲۹ ــــ۶۲۸۷۶۹۲

 

تماس حاصل فرمایید.

 

آدرس آموزشگاه : اصفهان خیابان محتشم کاشانی روبروی رستوران

ابوالفضل پلاک ۳۷

+ نوشته شده در  شنبه 10 اردیبهشت1390ساعت 12:18  توسط صفریان ، داوری  | 

 

جشن پایان سال

 

 

روز شنبه مورخ24/2/90 ساعت 5 بعد از ظهر در سالن اجتماعات کانون امام

 

خمینی واقع در بلوار کشاورز روبروی رستوران بیستون.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 10 اردیبهشت1390ساعت 12:10  توسط صفریان ، داوری  | 

 

جشن تکلیف پایه ی سوم :

 

روز دوشنبه مورخ ۱۹/۲/۹۰ساعت ۵ بعد از ظهر سالن اجتماعات مدرسه

راهنمایی دخترانه شاهدحکیمه واقع در سه راه حکیم نظامی ، خیابان

قزلباش

+ نوشته شده در  شنبه 10 اردیبهشت1390ساعت 10:11  توسط صفریان ، داوری  | 

گویند « لقمان حکیم »  چهره ای تیره داشت . روزی کسی او را بی آنکه بشناسد به بردگی خرید . لقمان مدتی او را خدمت می کرد . در تمام این مدت ، ارباب از رفتار و سخنان عالمانه و حکمت آمیز و هوش سرشار او در تعجب بود که از برده ای ، چنین کارها و سخنانی بعیداست . ارباب ، روزی تصمیم گرفت او را آزمایش کند . به لقمان گفت برو گوسفندی را بکش و بهترین اعضای آن را برای من بیاور !

لقمان رفت و گوسفندی را کشت و دل و زبان حیوان را برای ارباب آورد .

روز بعد ، ارباب دوباره به او گفت برو گوسفند دیگری بکش و بدترین اعضای آن را برایم بیاور .

لقمان دوباره رفت و کوسفندی کشت و باز هم دل و زبان حیوان را برای ارباب آورد .

ارباب با تعجب پرسید : « این بدترین است یا بهترین ! ؟ »

لقمان پاسخ داد : « هیچ چیز در دنیا بهتر از دل و زبان نیست اگر پاک باشد ، و هیچ چیز بدتر از دل و زبان نیست اگر ناپاک باشد !

+ نوشته شده در  شنبه 3 اردیبهشت1390ساعت 12:43  توسط صفریان ، داوری  | 

سال نومی شود.زمین نفسی دوباره می کشد.برگ ها به رنگ در می آیند و گل ها لبخند می زند

و پرنده های خسته بر می گردند و دراین رویش سبز دوباره…من…تو…ما…

کجا ایستاده اییم.سهم ما چیست؟..نقش ما چیست؟…پیوند ما در دوباره شدن با کیست؟…

زمین سلامت می کنیم و ابرها درودتان باد و

چون همیشه امیدوار

.

.

.

یا مقلب القلوب و الابصار یا مدبرالیل و النهار

یا محول الحول و الاحوال حول حالنا الی احسن الحال

حلول سال نو و بهار پرطراوت را که نشانه قدرت لایزال الهی و تجدید حیات طبیعت می باشد

رابه شما دانش آموزان عزیز  - والدین گرامی و همکاران عزیز تبریک و تهنیت عرض نموده و سالی سرشار

از برکت و معنویت را ازدرگاه خداوند متعال و سبحان برای شماعزیزان مسئلت می نماییم

نوروتان پیروز

+ نوشته شده در  دوشنبه 23 اسفند1389ساعت 12:31  توسط صفریان ، داوری  | 

عید نوروز چگونه شکل گرفت.

                                               

انسان‏، از نخستین ادوار زندگی اجتماعی، متوجه بازگشت و تكرار برخی از رویدادهای طبیعی، یعنی تكرار فصول شد. نیاز به محاسبه در دوران كشاورزی ، یعنی نیاز به دانستن زمان كاشت و برداشت، فصل بندی ها و تقویم دهقانی و زراعی را به وجود آورد. نخستین محاسبه فصل ها، بی گمان در همه جوامع با گردش ماه كه تغییر آن آسانتر دیده می شد صورت گرفت. و بالاخره در نتیجه نارسایی ها و ناهماهنگی هایی كه تقویم قمری، با تقویم دهقانی داشت، محاسبه و تنظیم تقویم بر اساس گردش خورشید صورت پذیرفت. سال در نزد ایرانیان از زمانی نسبتا كهن به چهار فصل سه ماهه تقسیم شده و همان طور كه ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه آورده است آغاز سال ایرانی از زمان خلقت انسان ( یعنی ابتدای هزاره هفتم از تاریخ عالم) روز هرمز از ماه فروردین بود، وقتی كه آفتاب در نصف النهار ، در نقطه اعتدال ربیعی ، و طالع سرطان بود.

 پیدایش جشن نوروز 

جشن نوروز را به نخستین پادشاهان نسبت می دهند. شاعران و نویسندگان قرن چهارم و پنجم هجری چون فردوسی، عنصری، بیرونی، طبری و بسیاری دیگر كه منبع تاریخی و اسطوره ای آنان بی گمان ادبیات پیش از اسلام بوده ، نوروز را از زمان پادشاهی جمشید می دانند.

در خور یادآوری است كه جشن نوروز پیش از جمشید نیز برگزار می شده و ابوریحان نیز با آن كه جشن را به جمشید منسوب می كند یادآور می شود كه : «آن روز كه روز تازه ای بود جمشید عید گرفت؛ اگر چه پیش از آن هم نوروز بزرگ و معظم بود».


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 23 اسفند1389ساعت 12:15  توسط صفریان ، داوری  | 

مردم اغلب بی انصاف، بی منطق و خود محورند، ولی آنان را ببخش. 

اگر مهربان باشی تو را به داشتن انگیزه های پنهان متهم می کنند، ولی مهربان باش. 

اگر موفق باشی دوستان دروغین و دشمنان حقیقی خواهی یافت، ولی موفق باش. 

اگر شریف و درستکار باشی فریبت می دهند، ولی شریف و درستکار باش. 

آنچه را در طول سالیان سال بنا نهاده ای شاید یک شبه ویران کنند، ولی سازنده باش. 

اگر به شادمانی و آرامش دست یابی حسادت می کنند، ولی شادمان باش. 

نیکی های درونت را فراموش می کنند، ولی نیکوکار باش. 

بهترین های خود را به دنیا ببخش حتی اگر هیچ گاه کافی نباشد. 

و در نهایت می بینی هر آنچه هست همواره میان "تو و خداوند" است نه میان تو و مردم.

+ نوشته شده در  سه شنبه 10 اسفند1389ساعت 9:56  توسط صفریان ، داوری  | 

کفش ها ی بهشتی

 

تا عید چند روز بیشتر نمانده بود و جنب و جوش مردم برای خرید مایحتاج ایام عید  روز به روز بیشتر می شد . من هم به فروشگاه رفته بودم و برای پرداخت پول وسایلی که خریده بودم ، در صف صندوق ایستاده بودم .جلوی من دو بچه کوچک ، پسری ۵ ساله و دختری کوچکتر ایستاده بودند .پسرک لباس مندرسی بر تن داشت ، کفشهایش پاره بود و چند اسکناس را در دستهایش می فشرد .لباس های دخترک هم دست کمی از برادرش نداشت ولی یک جفت کفش نو در دست داشت . وقتی به صندوق رسیدیم ، دخترک آهسته کفشها را روی پیشخوان گذاشت . چنان رفتار می کرد که انگار گنجینه ای پر ارزش را در دست دارد صندوقدار قیمت کفشها را گفت :« 6 هزار تومان » . دخترک با شنیدن این حرف به شدت بغض کرد و با گریه گفت : « نه !نه! پس مامان تو بهشت با چی راه بره ؟ »پسرک جواب داد : « گریه نکن ، شاید فردا بتونیم پول کفشها را در بیاریم » . من که شاهد ماجرا بودم ، به سرعت ۳ هزار تومان از کیفم بیرون آوردم و به صندوقدار دادم . دخترک دو بازوی کوچکش را دور من حلقه کرد و با شادی گفت : « متشکرم خانم » به طرفش خم شدم و پرسیدم : » منظورت چی بود که گفتی : پس مامان تو بهشت با چی راه بره ؟ پسرک جواب داد : مامان خیلی مریض است و بابا گفته که ممکنه قبل از عید به بهشت بره ؟

« دخترک ادامه داد : معلم ما گفته که رنگ خیابانهای بهشت طلایی است ، به نظر شما اگه مامان با این کفشهای طلایی تو خیابانهای بهشت قدم بزنه ، خوشگل نمی شه ؟ » چشمانم پر از اشک شد و در حالی که به چشمان دخترک نگاه می کردم ، گفتم: چرا عزیزم ، حق با توست ، مطمئنم که مامان شما با این کفشها تو بهشت خیلی قشنگ میشه  پسرک پولهایش را روی پیشخوان ریخت و آنها را شمرد : پنج هزارو دویست و پنجاه تومان  . بعد رو به خواهرش کرد و گفت : « فکر کنم باید کفشها را بگذاری سر جایش ! »

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 12 بهمن1389ساعت 9:12  توسط صفریان ، داوری  | 

آیا کلبه شما هم در حال سوختن است .

روزی مردی با کشتی  به سفر رفت در راه کشتی او غرق شد و مرد در جزیره ای دور افتاده گرفتار شد او چند روز اول کنار ساحل می نشست تا شاید کشتی بیاید و او را نجات دهد ولی وقتی دید که هیچ کشتی به کمک او نمی آید با خود تصمیم گرفت کلبه ای درست کند و در همانجا زندگی کند با هر سختی و بد بختبی بود از چوب درختان کلبه ای ساخت . یکروز وقتی از شکار بر می گشت دید کلبه ی او در حال سوختن است رو به خدا کرد و    گفت : ای خدا با من چه کار کردی مرا در این جزیره ی دور افتاده انداختی و هیچ کس را به کمک من نفرستادی و حالا این کلبه ای را که با هزار بدبختی ساختم و سر پناهم بود سوزاندی ! مرا به حال خود رهایم کن . او این سخنان را آنقدر ادامه داد و در حالیکه اشک می ریخت به خوابی عمیق فرو رفت . صبح که از خواب بیدار شد از دور دید که یک کشتی به سمتش  می آید و می خواهد او را نجات دهد بعد از سوار شدن به کشتی از مسافران کشتی پرسید شما چگونه مرا پیدا کردید ؟ انها گفتند ما از طریق آن دودی که دیروز به راه افتاده بود فهمیدیم که شخصی در این مکان گرفتار شده و تقاضای کمک دارد .

+ نوشته شده در  سه شنبه 12 بهمن1389ساعت 9:10  توسط صفریان ، داوری  |